خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و
دشتها
خوش به حال دانهها و
سبزهها
خوش به حال غنچههای
نيمهباز
خوش به حال دختر ميخک
که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز
از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين
روزگار
جامه رنگين نمی پوشی
به کام
باده رنگين نمی بينی
به جام
نقل و سبزه در ميان
سفره نيست
جامت از آن می که می بايد
تهی است
ای دريغ از تو اگر چون
گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر
مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر
کامی نگيريم از بهار
گر
نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت
رنگش میشود هفتاد رنگ
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 23:44  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
گاهی از اوقات حجم فشارهای جانبی بقدری زیاد است که امکان نوشتن و بروز بودن اندکی با تغییر همراه خواهد شد و سخت میتوان فقط بر پایه دل بجلو رفت وگویا باید واقعیت های روزگارمان و ایرانمان و جهان سومی بودنمان بگوشت و پوست و غیرت درون درک کنیم و گامهایمان را کوچک و کوچک و کوچکتر نمائیم تا نیافتیم گویا چاره ای نیست گاهی از اوقات لازمست گامهای را کوچک برداشت چرا که مهم استمرار است دینامیک بودن و حق نداریم استاتیک باشیم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 22:46  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
رهبران تأثیر گذار نه تنها در مورد کارهایشان، بلکه در مورد شخصیتشان نیز باید متفکر باشد. فروتنی یک جنبه کلیدی شخصیت است. در اینجا سه راه برای خروج از محل مورد توجه همگان به منظور اجازه درخشش به دیگران آمده است:
1- اختیارات را ملایم کنید. از اختیار تنها به این دلیل که آن را در دست دارید استفاده نکنید. پرسنلتان را تشویق کنید که تصمیم گیری کنند، برایشان هدفگذاری کرده و مسئولیتها را تا جایی که ممکن باشد، به آنها واگذار کنید.
2- اغلب دیگران را ارتقا دهید. شسته و رفته کردن استعدادها برای سازمان و همچنین شما، به عنوان یک رهبر، مناسب می باشد. افراد دور و بر خود را ارتقا داده و به آنها فرصتهایی عطا کنید که همگام با موفقیت شما و یا حتی برتر شوند.
3- در مورد کارهای دیگران آگاهی به دست آورید. اگر همه چیز به خوبی پیش می رود، اعتبار را به سمت آنها روانه کنید. اگر چیزها خوب پیش نمی رود، نزول را بپذیرید. این رویکرد متواضعانه باعث می شود اطمینان حاصل کنید که تیمتان در پشتتان متحد است. ترجمه: مراد احمدی پور مطالب مدیریتی و نکات روزانه مدیریتی از مجله مروری بر کسب و کار هاروارد در وبلاگ مدیریت منابع انسانی و تکنولوژی: www.iranhumanresour ces.blogfa. com
+ نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت 3:33  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
هدف از تکنيک دلفي ،جمع آوري اطلاعات و نظرات از حضار و کارشناسان به منظور تسهيل فرآيند حل معضل ،تصميم گيري و برنامه ريزي ميباشد. اين کار بدون جمع شدن فيزيکي افراد در کنار هم انجام ميشود. به جاي اين کار اطلاعات از طريق پست، فکس ،ويا پست الکترونيک منتقل ميشوند.اين تکنيک جهت بهره مندي بيشتر از نظرات و ابتکارات کارشناسان و حضار طراحي شده است.و همچنين گره گشاي فعل و انفعالات درون گروهي نيز ميباشد. اين تکنيک بر مبناي تقويت توان گروه براي حل مسئله و کاهش نقاط ضعف گروه استوار است. نياز ها: تکنيک دلفي نياز مند يک هماهنگ کننده جهت سازماندهي فرم هاي درخواست اطلاعات و اطلاعات جمع آوري شده ميباشد.وي همچنين مسئوليت برقراري ارتباط با جامعه مورد نظر را نيز بر عهده دارد. تکنيک دلفي نيازمند يک کانال ارتباطي قوي جهت برقراري ارتباط ميان شخص هماهنگ کننده با هر يک از اعضا جامعه ميباشد.استفاده از پست در اين روش معمول است. ولي فکس و ايميل ميتواند زمان کامل شدن تکنيک دلفي را کاهش دهند. زمان صرف شده براي اين تکنيک از ابتدا تا انتها توسط پست 44 روز ميباشد ، اين در حاليست که توسط ايميل و فکس اين زمان به 5 روز کاهش ميابد.با اين وجود زمان کاري هماهنگ کننده زمان واقعي کل کار است.طبق آزمايش انجام شده هماهنگي بين 20 عضو جامعه و با 3 پرسشنامه حدود 30 تل 40 ساعت زمان نياز دارد
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 7:37  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
شکل بحران در کشور جوان ما دیر یا زود تغییر خواهد یافت و به بحران از نوع سالمند دچار خواهد شد و آنگاه با کاهش شدید بهره وری و کاهش تفکرات تیمی مواجه میگردیم آیا فکری برای این موضوع میشود . مطلب ذیل در روزنامه همشهری سال 86 نوشته شده است این موضوع نگرانی ما را قطعا" باید بیش از پیش افزایش داده و باید برای این موضوع فکر اساسی کرد.
در ميزگرد روزجهاني سالمند اعلام شد (روزنامه همشهري ـ دوشنبه 9 مهر 1386 شماره 4380 ـ صفحات جامعه ـ ص 8) بحران سالمندي 20 سال آينده در كشور رخ ميدهد آخرين سرشماري كه سال گذشته انجام شد، نشان داد 27/7 درصد از جمعيت كشور را سالمند تشكيل ميدهند كه اين ميزان تا 20 سال آينده به 7/14 درصد خواهد رسيد. اين ارقام نشان ميدهد كه اگر برنامهريزان و سياستگذاران كشور از هم اكنون برنامه مدون و خاصي براي اين قشر نداشته باشند در 20 سال آينده كشور دچار يك بحران و معضل اساسي براي رفع مشكل و مسائل پيشآمده ناشي از مسائل اقتصادي، اجتماعي و غيره اين قشر روبهرو ميشوند. گيلان، بيشترين و سيستان و بلوچستان، كمترين تعداد سالمندان كشور را دارند. از جمعيت 70 ميليون و 472 هزار نفري ايران، 5 ميليون و 120 هزار سالمند هستند، يعني 27/7 درصد جمعيت كشور را سالمندان تشكيل ميدهند. حدود 6/63 درصد سالمندان در شهرها و 4/35 درصد در روستاها ساكن هستند. به طوري كه پيشبيني ميشود تا سال 2050، يك چهارم جمعيت كشور را سالمندان تشكيل دهند. به شرط آن كه سن اميد به زندگي در ايران را 75 سال و آهنگ رشد جمعيت را 5/1 درصد در سال در نظر بگيريم، جمعيت كشور در سال 1405 ، 170 ميليون و 341 هزار نفر خواهد بود كه 7/14 درصد جمعيت يعني 15 ميليون و 789 نفر آن را سالمندان تشكيل خواهند داد. در حال حاضر كمتر از 5 پزشك طب سالمندي در كشور وجود دارد كه با كمك معاونت آموزشي وزارت بهداشت قرار است، پزشكان براي آموزش طب سالمندي به خارج از كشور اعزام شوند، اما اين امر هنوز اجرايي نشده است. اگر از هم اكنون در اين زمينه برنامهريزي نشود، با بحران عظيمي روبهرو ميشويم، چرا كه مخارجي كه از اين محل به سيستم بهداشت و درمان به دليل معلوليتها و بيماريهاي غيرواگيردار و شايع بين سالمندان وارد ميشود، بسيار سنگين است.
ضروت توجه بيشتر نظام سلامت به سالمندان
(روزنامه همشهري ـ دوشنبه 9 مهر 1386 شماره 4380 ـ صفحات جامعه ـ ص 6) هشدار، دوره نيمكتنشيني نزديك است! براساس تعريف سازمان ملل متحد، كشوري كه بيش از 7 درصد كل جمعيتش سالمند باشند، كشور سالمندي به حساب ميآيد. بنابراين زنگ خطر براي ايران زده شده است. با اين اوصاف و در حالي كه در 5 تا 10 سال آينده تعداد افراد بالاي 60 سال كشور ما مساوي تعداد افراد زير 5 سال خواهند بود، در مقايسه با تعداد زياد متخصصان كودكان، متخصصان طب سالمند ما انگشت شمارند.
آیا مسئولین - مردم عادی و جامعه مهندسی و پزشکی در ایران به این مهم توجهی دارد.؟
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 23:8  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد. روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟ خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم.. روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟ خرگوش: من در مورد ايکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم. روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند. خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد. گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟ خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم. گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟ خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟ بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد. در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود. در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.ـ
نتيجه هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:30  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با ريش هاي بلند جلوي در ديد. به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.» آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟» زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.» آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم.» عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد. شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.» زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.» زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.» زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟» عروس خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.» مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.» عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟» پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
-- Mohammad Ali Shafia
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:54  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
در اين
بازه از فعاليتهاي علمي و صنفي ام تجربياتي بدست آورده ام .
در خود مي
بينم كه امكان گسترش فعاليت درعرصه هاي اجتماعي – صنفي – علمي در بستر جامعه براي
من بيش از پيش وجود دارد .
تاريخ
تولد دانشي خود را سال 1384 مي دانم آنگاه كه با تفكر سيستمي و تيمي بيش از پيش آشنا شده و
در كلاسهاي درس مديريت عمومي و همچنين آموزش فرآيندها مطالبي جديد آموختم .
در آن
هنگام بوده است كه دريافتم 14 سال پس از فارغ التحصيليچقدر با دانشگاه فاصله گرفته ام و اگر هر ترم
در دانشگاهفقط 2 واحد درسي را ادامه مي
دادم اكنون بصورت دانشي 2 دوره از واحد هاي فوق ليسانس را گذرانده بودم .
اگر چه دير، اما با جسارت بايد باور داشت و
ادامه داد .
لذا از
آن سال تاكنون بر خود واجب ميدانم كه هر ترم حداقل 2 واحد درسي و حداكثر 4 واحد
درسي را در يكي از دانشگا ه هاي كشور بگذرانم .
مزيد
اطلاع ساير دوستان مي نويسم كه اكنون دانشگاه سيستم آموزش مجازي و آزاد دارد. و
اين امكان وجود دارد كه با پرداخت مبلغي اين ارتباط برقرار گرديده و شما تحصيل
تكدرس داشته باشيد.
مطمئن
باشيد كه شركت در كلاسهاي دانشگاهي تفاوت بسيار اساسي و زيادي با كلاسهاي فشرده دو
روزه دارد و ميزان اثر بخشي اين دو شيوه با هم قابل مقايسه نيست.
دو وبلاگ
يكي در زمينه هاي مديريت و مباحث اجتماعي در سال 86 و ديگري علمي و فني در سال 87 ايجاد
نمودم.
با عرض معذرت به وبلاگ اينجانب در omran-saroo.blogfa.com مراجعه نمائيد.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 2:16  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
مهندسی عمران رادر سال 1371 از دانشگاه تهران اخذ نمودم . در پروژه های مختلف عمرانی از ساختمان ویلائی و5 طبقه گرفته تاسدهای کرخه -سیمره - کارون 4-گتوند-رودبار لرستان-پروژه های تصفیه خانه آب و فاضلاب وسایر پروژه های عمرانی فعالیت حرفه ای داشتم . از سال 1383با ورود به حوزه سیستم مدیریت کیفیت (ایزو)با ادبیات مدیریت آشنا و وارد حوزه مهندسی کیفیت و HSEI گردیدم و با شرکت در کلاسهای آموزشی مطالعات زیادی در حوزه های مختلف مدیریت - مهندسی کیفیت - معماری سازمانی و بیمه داشتم .در سال 1389موفق به اخذ پروانه کارشناسی رسمی نظام مهندسی در رشته عمران و در سال 1390 موفق به اخذ صلاحیت علمی پروانه ارزیابی خسارات بیمه در رشته مهندسی شدم . در کار حرفه ای خود به این نتیجه رسیدم که بدون همکاری تیمی کاری به نتیجه نخواهد رسید بنابراین این وبلاگ شخصی تلاشی است فردی جهت ارتقا’ جایگاه کارهای تیمی در بستر فضای کار در جامعه