|
|
|
|
|
امروز عاشورای محرم سال ۱۴۲۹ هجری قمری میباشد و عاشورای محرم سال ۶۱هجری قمری انروزی بود که امام حسین و یارانش را شهید نمودند .یادآوری این دو سال در ذهنمان چه مفهومی را بهمراه می آورد ؟ .......بگذریم. امروز با پارسا(پسر ۶ ساله ام ) از منزل خارج شدیم با این دید که اندکی همراه با دسته های عزادار همراه شویم . دسته ای را دیدیم که طبل و سنج میزدند و دیگر سکوت بود و سکوت .
و چه زیبا لحظات دلهره و اضطراب آن دوران را بدرونم ریختند "لحظات ظهر عاشورای سال ۶۱ " . کسی را یارای سخن گفتن نبود و آنزمان چه حالی داشت این امام سجاد . حالی که به نوشتن صحیفه سجادیه منجر شد . جمعیت عزادار از بچه های دانشگاه هنر بودند دانشگاه هنر در خیابان ولیعصر حد فاصل خیابان انقلاب و خیابان طالقانی واقع شده است . وقتی که سکوت جمیعت را در میان صدای طبل و سنج شنیدم و دیدم بیاد شاعره توانا مرحوم فروغ فرخزاد افتادم که نوشت "سکوت سرشار از ناگفته هاست " و بیاد اس ام اسی که برایم رسیده بود افتادم که نقل قولی بود از نویسنده توانمند ما استاد محمود دولت آبادی که نوشته بود " سکوت تنها هیچ نگفتن نیست گاهی هیچ نگفتن همه را گفتن است " و من در این جمعیت دانشجویی که تلاش مینمودند نظم و انظباط را هم هنرمندانه رعایت نمایند همه اینها را دیدم و فریادشان را ("هل من ناصرا" ینصرونی " "یاری کننده ای است مرا یاری کند؟ " )شنیدم ، فریاد در سکوت . و اما یکی از همین بچه های دانشگاه هنر(اقای ....)میگفت که سال آینده در محوطه دانشگاه در طی ده روز اول محرم برنامه هایی را تدوین خواهند نمود که بچه های کوچک به نقاشی و بازی به پردازند و پدر و مادر ها هم در برنامه های عزاداری و شب شعر و تعزیه و ... . شرکت نمایند. نکته ای که اینروزهای خاص در سالهای مختلف ، همواره ذهن مرا بخود مشغول نموده و می نماید آنست که در طی این مدت (فاصله سالهای ۶۱ تا ۱۴۲۹)چنانچه هر سال یک مورد از موضوعات عاشورا مورد بررسی قرار میگرفت و یا آنکه موضوع واقعه کربلا بر اساس شخصیت هایی که در آنروز شهید شده بودند مورد بررسی های کارشناسانه قرار میگرفت و در بستر جامعه توسط اهل فن برای آنها تعزیه ، سخنرانی و ... انجام میگردید آنگاه ما روشنگرانه تر از امروز در جلسات عاشورایی شرکت می نمودیم .این موضوع حتی در طی سالهای پس از انقلاب هم هنوز شکل نگرفته است. وگرنه ما در هیئت ها میتوانستیم لیست شهدا، پردازش شخصیتی انها ، ابعاد و بزرگی حرکت آنهاو... را داشته و کارهای تربیتی بسیاری در این رهگذر شکل گرفته بود . اینکه گردانندگان هیئت های مذهبی دارای چه بینشی ،چه علمی ، و چه نگاهی باشند میتواند نقش غیر قابل انکاری در مباحث فوق داشته باشد چرا که دامنه عزاداران حسینی از بیسوادان گرفته تا فلاسفه را شامل میگردد بنابراین پردازش این حرکت خود جوش میتواند خوراک مناسبی برای هدایت واقعی جامعه ای باشد که ایمانش را به وطن و دین رسمی خود نمایانده است. بدیهی است در اینصورت قبل از آغاز دهه عاشورا لیستی از هیئت ها با مباحثی که در انها پرداخته خواهد شد ، سخنرانان و مداحان اعلام گردیده و افراد برحسب علائق خود در این مراسم شرکت می نمودند و هیئت ها هم رده بندی شده و برحسب هر( برای مثال حداقل هر ۱۰۰ ) نفر یک هیئت تشکیل میگردید و با شکل گیری تیم هایی این چنینی آنگاه بنتایج درخشانی نائل میگردید .حتی اکنون هم برای این حرکتها دیر شده است سازماندهی نوینی در این جهت لازم است و چنانچه این حرکت را با فضای سیاسی جامعه بیامیزیم قطعا" به انحراف خواهد رفت چرا که سیاست در دست سیاستمداران در همواره در حال جابجائی است ولیکن دین صراط المستقیم بوده و انحرافی را در خود راه نمیدهد و این آدمیان هستند که راه مستقیم را وارونه می نمایانند. این حرکت آزاده خواهی امام حسین (ع) ، در جهت دین مداری حکومت ظالم وقت بوده است و نه بدست آوردن حکومت از دست یزیدیان. با توجه به مطالب فوق در می یابیم که مدیریتی خاص و بسیار علمی و فلسفی در اینراه لازم است و فقط صرف یک حرکت مذهبی و خود جوش دیدن امکان انحراف را افزایش خواهد داد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:15 توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
|
||
|
|
|
|
|
اینروزها همه جا از مظلومیت امام حسین(ع) میگویند از ۷۲ نفری که در این روزها مردانه جنگیدند و برای ایمان برای عشق و برای شرافت جان دادند میگویند و مینویسند من هم در دل میگریم من هم در دل میاندیشم که این راه چگونه میبایستی شرافتمندانه حفظ گردد تا کسی یا کسانی از این راه رفته آنها برای خودشان برای خود خودشان اتوبان یک طرفه ای درست نکنند و خدا و خلق خدا را هم ببینند که امام حسین ، چه بیباکانه مبارزه نابرابر را بر پست و مقام اهدایی ستمگران ، ارجحیت داد و فریاد برآورد که اگر دین ندارید لااقل ازاده باشید و این همه به مردم ستم نکنید . چه بسیار انسانهایی را می بینم که هم دین ندارند و هم آزاده نیستند در عین حالی که هم دین دارند و هم فریاد آزاده خواهی انها گوش ها را میترکاند و حال آنکه .......بگذریم . این روزها من بیشتر از هر وقت دیگری به امام سجاد (ع)می اندیشم که ایشان اینروزها چه حالی داشتند که ایشان بدلیل بیماری که داشتند و در بستر بودند جنگیدن برای ایشان ممنوع شده بود و همه اینها را نظاره گر بود . اگر حضرت زینب (س)نظاره گر بود چون نمیتوانست بجنگد . اگر علی اکبر جوان بود و مردانه جنگید در راهی جنگید که اعتقاد راسخ داشت ولیکن امام سجاد در عین حالی که این اعتقاد راسخ راداشت و این ایمان را داشت میبایستی صبر و تحمل مینمود می بایستی صلاح و صواب آینده را در نظر میگرفت و میبایستی در اندیشه پس از عاشورا برنامه ریزی مینمود و همه اینها مرا بدان سو سوق میدهد که مظلومیت ایشان را بنگرم و برای او در دل بگریم . و من اینک به سجادان دوران خود میاندیشم . خدایا بینشی به من عطا فرما تا صلاح و صواب را از ناصواب تشخیص دهم . الهی آمین.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 20:34 توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
|
||
|
|
|
|
|
.اين شعررا اولين بار دريادداشتهاي مرحوم جناب آقاي دكتر قاليبافيان استاد درس سازه هاي بتني دانشكده فني دانشگاه تهران خواندم . ايشان در اين ياد داشت دوستان همدوره اي خود را دعوت به نشست دوستانه و ماهانه اي نمود كه معمولا" براي ديدار با يكديگر برگزار مينمودند. روح هر دو آنها شاد
ما بيا دريا شويم آبي دريا به رنگ آسمان قطرههاي بيرنگ و از دريا جداست قطرة تنها چرا بيرنگ ماند؟ رنگ درياهاي آبي از كجاست؟ £ قطرة تنها به دور از قطرهها با خود آهنگ جدائي ميزند قطرههائي را كه با هم ميروند آسمان رنگ خدائي ميزند. £ اين «من» و «تو» حاصل تفريق ما است پس تو هم با «من» بيا تا «ما» شويم! حاصل جمع تمام قطرهها ميشود «دريا» بيا «دريا» شويم! مرحوم قيصر امينپور |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 17:48 توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام هموطن. من اکنون اومدم با تفکری که میخواهم ارتباطی شایسته با شما خواننده عزیزی که وقت خود را دراختیار این وبلاگ قرار دادی ایجاد نمایم.
امید آن دارم که پس ازمطالعه مغبون از این وبلاگ خارج نشوی و نظرات خود را برایم مرقوم فرمایید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 16:48 توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
|
||