تبليغاتX
به کارتیمی ایمان بیاوریم
شکوفایی و توسعه دانش وتعالی کیفیت درسایه فن آوری اطلاعات

عادت 6 : نیروی جمعی ایجاد کنید

این عادت در باره همکاری خلاقه یا کار تیمی است . نیروی جمعی میوه و ثمره اقدام دو جانبه است. محصول درک و تجلیل از تفاوتهای یکدیگر برای حل مسائل و بهره گیری از فرصتهاست.

 

عادت 7 : اره را تیز کنید.

 

این عادت با بازسازی و احیای ابعد جسمانی ،ذهنی ،معنوی و عاطفی – اجتماعی جوهره وجودتان ،عامل موثری در نگهداری و افزایش بزرگترین سرمایه گذاری زندگی شما محسوب می شود. تنها اهرم است که می توانید با تکیه بر آن هر از چند گاهی دست از کار بکشید و برای تجدید نظر در تمام جوانب زندگی تان تصمیم بگیرید و دست به عمل بزنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 23:50  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

عادت 3:نخست ،امور نخست را قرار دهید.

این عادت در باره مدیریت فردی است و سازماندهی ، مدیریت زمان و رویدادها را کانون توجه قرار می دهد. در واقع سازماندهی و اجرا بر مبنای اولویتها مطرح است.

باپیروی از این عادت کارهایتان را براساس اهمیت و ضرورت طراحی و برنامه ریزی می کنید و اوضاع و شرایط تان را به طور کامل تحت کنترل در می آورید.

عادت 4: برنده – برنده بیندیشید

برنده برنده اندیشیدن یک چارچوب ذهنی است که بر اساس اقدام متقابل جویای سود و مزایای دو جانبه است. با این طرز تفکر متعهد می شویم که تمام جوانب و راه حل ها را در جهت دستیابی به رضایت دو طرفه جستجو کنیم.

عادت 5: نخست بخواهید بفهمید . آنگاه جویای تفاهم باشید.

این عادت در باره ارتباطات توام با همدلی است. رعایت این عادت مستلزم تغییر ژرف و عمیق در برداشت و نگرش است . برای ایجاد پایه و اساس ارتباطی راستین ضرورت دارد که با پیروی از این عادت با نیت درک ، به سخنان دیگران گوش کنید و نه با نیت پاسخ به آن.

ادامه در روز بعد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 1:33  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

عادت ۱: عامل باشید

عادت عامل بودن یا بینش فردی یعنی پذیرفتن مسئولیت در قبال رفتار و گرایش هایمان .

افراد عامل هرگز آلت دست قرار نمی گیرند و دیگران را به خاطر کاستی هایشان ملامت نمی کنند بلکه با استفاده از چهار موهبت منحصر به فرد انسان (خود آگاهی - وجدان - تخیل -اراده مستقل)و فلسفه از درون به بیرون ابتکار عمل را به دست می گیرند و اهداف و آرمانهایشان را جامه عمل می پوشانند.

عادت ۲: ذهنا: از پایان آغاز کنید

این عادت در باره رهبری فردی است . به روشنی نشان می دهد که اکنون کجا هستید به کجا می روید ،و چه چیزهایی را بیشتر ارج می نهید . شعار رسالت فردی که پایه و اساسی برای اتخاذ تصمیم های عمده و اداره زندگی و مبنایی برای تصمیمهای روزانه است در این عادت مورد توجه قرار میگیرد.

ادامه در روز بعد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 1:46  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

دوستی دارم که حدود نه ماه با هم همکار بودیم و اکنون از نزد ما رفته است از زمانی که در محل کار جدید خود مشغول بکار شده است شکوفائی گذشته خود  (قبل از آنکه با هم همکار باشیم ) را بیشتر بدست آورده است و هر روز برای عده ای از دوستان و همکاران خود یک مطلب تحت عنوان سخن روز ایمیل میکند چون آنچه می نویسد جالب است و بخواندنش هم میارزد و  بسیار کوتاه است ترجیح دادم همان مطلب را عینا" در وبلاگ خود منتقل نمایم . در همینجا از دوست عزیزم جناب آقای مهندس محمود تقی پور کمال تشکر را دارم .

و اما سخن روز  ۲۵/۱۲/۸۶

زیبائی ناپایدار است 
                             و
                                 این فضیلت است که پایدار است 
                                                                              گوته
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 1:26  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

کسی باور نخواهد کرد

                                                       اما من بچشم خویش می بینم

که مردی پیش چشم خلق بی فریاد می میرد

                                                         نه بیمار است ،نه بردار است

نه بر قلبش فرو تابیده شمشمیری

                                            نه با پر درسینه اش تیری

کسی را نیست بر این مرگ بی فریاد تدبیری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 6:39  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

ایمان شما چون لباسی که به تن دارید کهنه می شود . از خدا بخواهید که ایمان را در دل شما تازه کند. این حدیث برای من آنقدر عمیق بود که وقتی آنرا خواندم افسوس خوردم که پس چرا این همه آدمهای معتقد و مذهبی در نو کردن ایمانشان تعلل می ورزند و تا این اندازه همه را بدردسر می اندازند.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 22:11  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

اینکه فردا نه امروز چون اکنون ساعت ۱.۴۵ بامداد است انتخابات برگزار میگردد و تعدادی از منتخبین مردم (البته آنگونه که شورای نگهبان صلاح میداند) برای چهار سال به مجلس میروند بر همگان روشن و مبرهن است .

آنچه همواره ذهن مرا بخود مشغول مینماید آنست که اصولا" کاندیدا باید تبلیغ نمایند یا نه و چگونه .(روش تبلیغ فعلی هردمبیل است )  بنظر میرسد این موضوع هنوز نهادینه نشده است و قتی که موضوع انتخابات میشود با عرض بسیار بسیار پوزش از کلیه کاندیدا کیف انگلیسی بذهنم متبادر میگردد که افراد پس از انتخاب شدن (بگذریم از انتخاب شدن در مرحله کاندیدا و بیشتر بگذریم از مرحله انتخاب شدن برای مجلس ) چگونه در جریانات گروه های مختلف حل میشود و از استقلال خود خارج میگردند و کمافی السابق شدیدا" هم ادعای استقلال را دارند قطعا" در این حوزه بسیار می لنگیم چرا که در مباحث حزبی و سازمانی قرار نیست در کلیه مواد قانونی ،تبصره ای و .....حزبی برخورد گردد بلکه آنچه احزاب از ابتدا بصورت منشور حزب تفکرات خود را تدوین می نمایند می بایستی حزبی برخورد گردد و در سایر مباحث انفرادی و شخصی.

 تا اینجایش را قبول دارم ولیکن بنظر می رسد بعلت نبود منشور ثابت و تغییرات شدید در جامعه ما و تلاطمی که در جامعه حاکم است حتی اگر منشوری تصویب گردد تغییرات شدید و به روزی خواهد بود که این دیگر منشور نیست بلکه فرد کاملا" در اختیار حزب خود می باشد  که همین هم شد.

بنظر میرسد از هم اکنون تعداد آنها که تحت عنوان اصولگرایان در جبهه های مختلف (به اختصار جناح راست می گوئیم ) رای شان از ائتلاف اصلاح طلبان (به اختصار جناح چپ می گوئیم ) بیشتر خواهد بود شکی ندارم چرا که از قبل طبقه بندی افراد تائید شده  در شورای نگهبان بگونه ای بوده است که می بایستی اینگونه گردد.

آنچه در دراز مدت سبب دلخوری مردم میگردد هم همین است چرا که ملت فکر میکند و تصور می نماید و اعتقاد دارد که شعور دارد حال کم یا زیاد و میتواند تصمیم بگیرد ولیکن چون در همه جهات از جمله شعور سیاسی جامعه برابری واقعی بین استان های مختلف وجود ندارد بالطبع در این حوزه ها هم دچار چالش های شدیدی خواهیم بود چرا که نماینده ای که از تهران /مشهد / اصفهان و سایر شهر های بزرگ انتخاب میگردد با نمایندگان شهر های کوچک تر اصلا" قابل قیاس نیستند با اندک اطلاعاتی که من از سیستم الکترال در آمریکا فهمیدم بنظر میرسد دادن ضریب به شهرهای مختلف و استان های مختلف مورد نیاز است ولیکن واقعا" چه کسی میتواند در این بلبشوی سیاسی اینگونه برخورد نباید و چه کسی جرات بیان در سطح تصمیم گیری کلان مملکتی را دارد.

آنچه مرا از اصلاح طلبان و اصولگرایان رنجیده خاطر مینماید آنست که علیرغم انکه هر کدام در دوره هایی در مسند قدرت قرار گرفته اند مملکت را آنگونه که حرف زدند هدایت ننمودند و اگر عده ای هم رئیس جمهور یا نماینده مجلس شدند سایرین در گروه های مختلف چه از جناح راست و چه از جناح چپ کمر به خرابی یکدیگر در سطح جامعه بستند این نشان میدهد که ما نه تنها فرهنگ تیمی کار کردن را نیاموختیم بلکه حتی فرهنگ گروهی کار کردن را که درجات بسیاری از تیمی کار کردن پائین تر است را هم نیاموختیم

علیرغم اعتقادات شدیدی که به اسلام در بین این افراد وجود دارد هر روز هم شاهد درگیرهای عمیقتری در بین این افراد هستیم . از نظر اینجانب رفتار انسانی ،سازمانی و فکری تمام گروه ها، جناح ها و افراد ریز و درشت در این حوزه ها دچار یکسو نگری خاص و حذف کامل رقیب وجود دارد و جالبتر از همه اینها آنست که همه آنها داعیه اسلام و مسلمین را دارند و دین اسلام را دینی رئوف و معتدل و ..... میدانند ولکین در عمل شاهد چیز دیگری هستیم .

شخصا" افرادی را که رفتن آنسوی آبها و ندای ازادی را سر داده اند جزء افراد خودخواهی می پندارم که نهایتا" از کشته شدن ، زندانی شدن و بدردسر افتادنها فرار کرده اند

اینگونه ندای آزادی خواهی را سر دادن و آزادی را از دیگران طلب کردن جای فکر دارد . آن ازادی که دیگران میخواهند برای ما بارمغان آورند آزادی نخواهد بود . اگر این خیل عظیمی که تحت عنوان فرار مغزها همواره مطرح گردیده است از ایران نمی رفتند و در مملکت خود با همه جو سنگینی که برای آنها حاکم گردیده بود ایا حتی حتی تعداد قلیلی بر مسند قدرت نمیماندند تا کی ؟ مگر نه انکه اعتقاد داریم حرفمان حق است مگر نه آنکه اعتقاد داریم حرف حق نهایتا" کا خودش را میکند مگر امام علی 25 سال دور از خلافت سپری نکرد پس چرا با وطن اینگونه برخورد می نمائیم غریبانه غریبانه و اینجاست که اشک میریزم بپای وطنی که من نوعی نمیتواند دوست و دشمن را تشخیص دهد .

من فردا قطعا" در انتخابات شرکت خواهم کرد که بگویم هستم ولیکن بخدا قسم مانده ام که باید به چه کسی رای دهم پس از این همه تجربه چندین و چند ساله بشدت مایوس و نا امید گشتم از اینکه هر کس قرار است حرف خودش را بزند . کم نیستند افرادی که اکنون کاندیدا شده اند ولیکن در دوره های گذشته هم بودند ایا واقعا" کارنامه خود را آنقدر شفاف و خوب و بعدالت و مناسب دیده ان که مجددا" کاندیدا شده اند.

مجلس قبلی کلی بر روی چشم انداز 20 ساله کار کرد ولیکن در فضای اصلاح طلبانه خود و بعد زمانی که اصول گرایان بر قدرت حاکم گردیدند بر چشم انداز بیست ساله آنها خندیدندو از کنارش رد شدند.

من گیج و مبهوت هستم قطعا" در رفتار ،در کلام ،در انجام واجبات و مستحابات اسلامی همه ی اینها که نام بردم از من جلوتر هستند ولیکن پس چرا ............

خدایا چکنم؟

“”و اما چه رنجیست لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبائیها راتنها دیدن و چه بد بختی آزار دهنده ای است تنها خوشبختی بودن .

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است “”  دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 3:34  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

باتوجه به اینکه تاپایان سال۸۶ زمان زیادی فرا نرسیده است  و سال ۸۷ تا چندروزدیگرفرا خواهدرسید اندکی بیاندیشیم که شاخص ترین کاری که در سال۸۶ انجام داده ایم چه بود ؟ و انحراف ما ازاهداف ترسیم شده در ابتدای سال ۸۶ چه اندازه بوده است . ایا برای سال ۸۷ اهدافی هم برای خود ترسیم نموده ایم ویا آنکه باری بهر جهت .......

 پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را بهمه دوستان دور و نزدیک تبریک میگویم و امیدوارم اولا"برای سال۸۷ اهداف خوب و قابل دسترسی در سایه تلاش و کوشش همه جانبه ترسیم نموده باشند و سال۸۷ نسبت به سال۸۶ انحراف کمتری نسبت به برنامه تدوین شده خودشان داشته باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 14:44  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

مدت يك ماهي و نيم است كه بيماربودم و شدم.مدت يك ماهي است كه ويروسي وارد بدنم شده است و روزهاي اول سرفه پشت سرفه  امانم رابريده بود.

 دكتر عمومي هفته اول : آموكسي سيلين و شربت  (داروهايش را هم مصرف كردم )

دكتر عمومي دوم : يك هفته بعد سه عدد پني سيلين و سفالكسين (داروهايش را هم مصرف كردم )

دكتر عمومي سوم : يك هفته بعد ۷ عدد آمپول وكلي دارو (اينبار بعلت آنكه تصورم آن بود كه ديگر اعتمادي به اين نسخه نيست رفتم نزد دكتر متخصص گوش و حلق و بيني )

دكتر متخصص : گفت مشكل ازسيوزيت است و اين داروها راهم نباد ميخورد يا ... بايد مشكل از زاويه ديگري بررسي و حل ميشد چراكه سينوزيت يعني ببخشيد خلط پشت حلق و ريشه سرفه هايت هم ازآنجاست داروهايي رابايد استفاده ميكردي كه درمان سينوزيت باشد نه سرماخوردگي .

و اما كلي گله از جامعه پزشكي

۱- چرا بااين اطمينان اين همه دارو هاي متفاوت ازجانب پزشكان محترم براحتي نوشته ميشود . ؟

۲- چرا اين همه ويروسهاي مختلف و جاري و فعال درسطح كشورشناسائي ،دسته بندي و درمان مشخص معين نميگردد ؟(حداقل براي جامعه پزشكي)

۳- چرا با ورود اين همه ويروس بررسي بر روي كاهش بهره وري درجامعه در فصول مختلف بعلت ميزان و دامنه بيمارهاي اينچنين نميشود ؟

۴- چرا فعاليت دنياي پزشكي در حوزه  فناوري اطلاعات و فضاي تحقيقاتي بر روي ميزان و اثر گذاري ويروسهاي وارداتي و پخش شده در سطح جامعه تدوين نشده است .

۴- جرا  برنامه ريزي آموزشي پزشكي خرد و كلان براي جامعه باسطح سواد معمولي (ديپلم ) و مراقبت افراد درقبال بيماريي معمولي وفصلي طراحي و راه اندازي نميشود.

۵- چرامعالجه بيماران فقط جنبه فني -تخصصي (درحوزه پزشكي) دارد بعبارت ديگر وقتي نزد پزشك ميرويد بيشترمورد درمان پزشكي واقع ميگردد و نه مورد درمان روحي ورواني آنگونه كه ابوعلي سيناتوصيه نموده است .

۶- چرا جامعه پزشكي ما هم مانندبسياري از سايرسطوح مختلف جامعه ماتااين اندازه عصبي و غيرعرف دربرخوردبا يك بيماربرخورد مينمايند درحاليكه هم اكنون درجوامع غربي صحبت ازتنظيم ارتفاع صندلي دكتردربرخورد با بيمار مطرح است بعبارت ديگر ارتفاع صندلي دكتر پائين تر از ارتفاع صندلي بيمارطراحي ميشود تا احساس تسلط بيمار بر دكتر از نظر رواني افزايش يابد .

۷- چرا جامعه پزشكي تااين اندازه فقط و فقط در حوزه هاي تخصصي خود پيشرفت مينمايندوليكن درحوزه رفتاري با چالش هاي عميقي مواجه گرديده اند.  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:52  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  | 

 

خویش را باور کن
هیچ کس جز تو نخواهد آمد
هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعله روشن این خانه تو باید باشی
هیچ کس جز تو نخواهد تابید

سرو آزاده این باغ تو باید باشی
هیچ کس چون نخواهد رویید


ابر این پهنه تو
باید باشی
هیچ کس جز تو نخواهد بارید


چشمه جاری این دشت تو باید باشی
هیچ کس جز تو نخواهد جوشید

باز کن پنجره را
صبح آمده است
در این خانه رخوت بگشای
باز هم منتظری؟

هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید
و
نمی گوید برخیز
که
صبح آمده است
بهار آمده است

خانه
خالی تر از آن است که

می پنداری
سایه سنگین تر از آن است که
می پنداری
داغ دیرین تر از آن است که می پنداری
باغ غمگین تر از آن است که
می پنداری
ریشه ها می گویند
ما تواناتر ازآنیم که می پنداری


هیچ کس جز تو نخواهد آمد
هیچ بذری بی تو
روی این خاک نخواهد پاشید
خرمنی کوت نخواهد گردید

هر کجا چرخی بی چرخش تو
هرکجا چرخشی بی گردش
و بی جنبش تو

 

 

بی توانایی اندیشه و عزم تو
نخواهد چرخید

اسب اندیشه خود را زین کن
تک سوار سحر جاده تو باید باشی
و
خدا می داند که خدا می خواهد

تو خدایی باشی بر پهنه خاک

نازنین
داس بی دسته ما
ساله
ا خوشه نارسته بذری را بر میچیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا
خرمن کشته امروز تو را می جویند
خواب و
خاموشی امروز تو را
در حضور تاریخ
در نگاه فردا
هیچ کس بر تو نخواهد بخشید

باز هم منتظری

هیچ کس بر در این خانه نخواهد کوبید
و
نمی گوید برخیز
که صبح آمده است
که بهار آمده است

تو بهاری
آری
خویش را باور کن



زنده یاد

مهندس مجبتی کاشانی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 18:17  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  |