|
|
|
|
|
قلنبه سلنبه بودن کلامهای شما یعنی دامنه آدمهایی که در ایران زندگی میکنند و طیف حضور افراد در نمودار انسانی و میزان درک - شعور و شور بسمت دنیای روشن فکر بودن در مقایسه با دهاتی بودن بسیار ضعیف است ( اشتباه نشود با روستایی بودن چرا که بسیارند آدمهایی که سالیان سال در شهر نسل اندر نسل زندگی میکنند واز روستا آمدند ولی دهاتی اند و آدمهایی هستند در دل روستا نسل اندر نسل ولی دل پاک و از هزاران شهری ارجمندتر هستند آنان روستائی اند )و این دهاتی ها هنوز در دوره قاجار حتی عقب تر زیست میکنند فقط بجای درشکه سوار الگانس میشوند یا بجای بقالی تاریک سوپرمارکت دونبش دارند و بجای سفر شمرون میروند ولایت روستاهای اروپایی و برمیگردند مجددا" جیب مردم همزبان خودشان را محترمانه وگاهی از اوقات بسیار با خضوع تخلیه میکنند تا سفر بعدی فراهم گردد و حرفهایی میزنند که همه نمی فهمند. مملکت ما اکنون تبدیل به یک روستای بزرگ (در مقام مقایسه با کشور های توسعه یافته ) شده است با قیافه شهری و آدمهایی بسیار زیاد دهاتی اگر تصور بر آنست که ما میخواهیم شهری شویم در دل این دهاتی ها قطعا" خردت میکنند و یا بسیار قوی یا بد اخلاق .......باشی . می بایستی نزد آنان شهری باشی و روستایی نشان دهی تا شاید موثر افتد وگرنه در این مافیا های ایجاد شده و هزار تو و لایه به لایه این مملکت در اداره جات دولتی ، نیمه دولتی و بخش خصوصی چه میتوان کرد . بر هیچکس پوشیده نیست که اکنون رشوه و پیچیدگی در روابط کاری بسیار وسیع و دست نیافتنی شده است . ولیکن نهایتا" ما خودمان می بایستی مملکت خودمان را بسازیم. با همه خرابی هایی که در آن وجود دارد. ایا آمریکا توانسته است در عراق و افغانستان سرنوشت خوبی ایجاد نماید .حکومتی تغییر داده است ولیکن تا مردمش نخواهند پیشرفتی نخواهند نمود. وقتی که یک فرد فوق لیسانس از تحویل یک فایل الکترونیکی ساده سرکلاس ارائه شده درسی به همکلاسی خود دریغ می ورزد ، وقتی که فرد تحصیل کرده و مهندس مملکت و درس خوانده در بهترین دانشگاه دولتی وام ماشین آلات بگیرد و برود زمین بخرد تا در روند تورم جامعه سوار موج تورم شود و در زمان برگشت وام زمین خود را به سه برابر مبلغ آن وام بفروشد چه انتظاری میتوان از افراد عادی و عامی این جامعه داشته باشیم کم نیستند افرادی که درس خوانده اند تا با چراغ جهت دزدی اما با لباسهای مبدل به منزل افراد بروند. خدا را شاهد میگیرم که نمیخواهم جانماز آب بکشم (غرض زیاده نمائی نیست ) ولیکن باور بفرمائید ساختمانی را همین قبل از عید نظارت مینمودم مالکش (بدلیل سخت گیری های کاملا" منطقی ولیکن کمتر عرف )آن درخواست جابجائی مهندس ناظر را نمود و شهرداری براحتی پذیرفت بدون آنکه علت موضوع را از من سئوال نماید . ساختمانی که در آینده محل اسکان من ،شما و یا هم وطن دیگری از ما است ولیکن قدرت من همین بوده است همه زورم همین بوده است من ناتوان نبودم بلکه کم توان بود م پس نمیتوانم زیادی فشار بیاورم. شما دوست عزیز در طیف وسیعی از اینگونه افراد و طیف ضعیفی از افراد صاحب تفکر زندگی میکنی و اگر نمیخواهی نقشی در بیداری و هوشیاری و باور داشتن تک تک این افراد که روزی به کل دنیا حکومت میکردند (زمان کورش) داشته باشی شاید بهتر باشد همانند دیگران به آنسوی آبها بروید چرا که در غیر اینصورت بشدت عمرت را تلف کرده ای ولی من نیز همانند شاملو تصور میکنم که چراغم در این خانه میسوزد هر چند که نور این چراغ ،نفت این چراغ و همسایه های این چراغ با من ناسازگارند مگر میشود بخواهی در روند رو به رشد مملکتی نقش داشته باشی و ندانی که برنامه های تلویزیون چه است و نبینی آنها را . کودکان این مملکت در رادیو و تلویزیون چه می آموزند در آموزش و پرورش چه یاد میگیرند . خاطرم هست مطلبی خوانده بودم که فردی عکسهای هیتلر ،موسولینی ، چه گوارا ،گاندی و... بدیوار منزلش نصب کرده بود فردی پرسید که دیگر چرا هیتلر و موسولینی را در کنار چه گوارا و گاندی نصب کردی .پاسخ شنید فراموش نکنم که چه بر سر بشر آوردند و من نیز در اثر گذر زمان در تله آنان نیفتم و شخصیتی چون آنان پیدا نکنم. پس نه تنها می بایستی بببینی بلکه بتوانی تحلیل هم نمائی. دوست عزیز باید با مردم در کنار مردم و برای مردم بود تا بتوان تغییر را اندک اندک ایجاد نمود می دانم از حوصله خارج است میدانم سخت است میدانم جاده های فرعی در این راه کم نیستند ولی باید باور کرد که تغییرات فرهنگی سالیان سال زمان میبرد برای مثال لااقل سی سال زمان برده است که شما در خیابان پیرمرد و پیرزن می بینید ، راننده ماشین گالن بدست منتظر 2 لیتر بنزین می بینید و نمی ایستید تا کمکش کنی سی سال پیش اینگونه نبود همه چیز تغییر یافته است آن هم نه تغییر ضابطه مند بلکه تغییر بی حساب و کتاب که منزلی که تا دیروز متری 100 هزار تومان بود دو سال بعد شده متری یک میلیون تومان و اکنون متری پنج میلیون تومان . بنظر من حتی درک این مباحث هم سنگین است چه برسد باینکه باور نمائیم و بخواهیم با همه این قضایا کنار بیائیم ولی آیا چاره دیگری هم داریم باید با آگاه نمودن مردم با رشد همه جانبه در همه سطوح علمی – مذهبی – اجتماعی و.... انتخاب را بدست خود مردم گذاشت نه آنکه بجای آنان تصمیم گرفت پس در صحنه بودن مردم حرف اول را میزند . شخصا" بهیچوجه یاس اجتماعی – سرخوردگی توده مردم و.... باور ندارم. بلکه انتخاب مردم فعلا" اینست حتی اگر تقلبهای زیادی هم انجام شود چرا که اگر اعتراضی داشتند حرکتی می نمودند حتی اگر........ هر چند اعتقاد دارم باید یک عزم ملی و کلان از سوی دولت / حکومت وقت / و سایرین درگیرد برای هوشیاری مردم و آگاه نمودن مردم از میزان حقوق واقعی خودشان بعنوان یک انسان در این کره خاکی و خصوصا" با این منابع عظیم زیر و روی زمینی و میزان حقوق حقه آنان نه آنکه کار نکنند بلکه تلاش خود را حتی بیشتر و بیشتر نماید ولی رفاه کامل و نه نسبی هم داشته باشد قطعا" این حق ایرانی ها است و هر کس این را نداشته باشد در حقش کوتاهی شده است و خودش هم این کوتاهی دیگران را پذیرفته است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 1:40 توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی
|
|
||