تبليغاتX
به کارتیمی ایمان بیاوریم - چرا باید نوشت؟
شکوفایی و توسعه دانش وتعالی کیفیت درسایه فن آوری اطلاعات
بعد چند ماه دارم در وبلاگم مینویسم .

بنوعی از نوشتن خسته شده بوده و هستم و دقیقا" بهمین علت است که حتی خودم به وبلاگم سر میزنم ولیکن نمینویسم !!!

اخیرا" با یکی از اساتید گروه صنایع در شاخه مدیریت آشنا گشته و یک ساعتی با هم گفتگو داشتیم .

 او معتقد است همواره "مثبت اندیشی  + منفی اندیشی  =۱ "  است حال می بایستی همواره سعی نمود که میزان مثبت اندیشی را افزایش داد هر چند که اندک باشد و این موضوع را شدیدا" توصیه نمود که میزان مثبت اندیشی خود را علیرغم همه کوتاهی های قابل مشاهده در بین افراد به گونه ای دگر ببینم و باور نمایم که میشود مثبت برداشت نمود

و حال من و ........:   تلاش خواهیم نمود اینگونه اتفاق بیفتد ولی خب ناخودآگاه این شعر بیادمان آمد :

کنم هر شب دعائی کز دلم بیرون رود مهرش   /  ولیکن آهسته میگویم الهی بی اثر باشد  

در واقع تا بدرجه باور پذیری برسیم راه درازی در پیش خواهیم داشت ولیکن تلاش خود را خواهیم نمود اصلا" شاید بهمین دلیل باشد که برخی تصور میکنند که بهشت بسیار خلوت است و برخی بهشت را جائی شلوغ می یابند. میخواهم بهشت را منبعد جائی شلوغتر از جهنم ببینم و میزان لطف و رحمت خداوند را دست نیافتنی و بنابراین با این نگرش جدید باید حواسمان فقط به دام شیطان باشد تا در تله او نیافتیم وگرنه جاده رسیدن به بهشت را با این فلسفه یک اتوبان ان بانده میتوان فرض نمود. با اندکی دقت در این موضوع درخواهیم یافت که با آنکه همواره از لطف و کرم بیحد و انتظار خداوند بارها سخن گفته اند ولیکن شیطان را در درونمان بسیار قوی تر از ....... بیان نموده و ما را آماده گول خوردن از شیطان در نظر گرفته و وای بر ما که آنگاه ناخودآگاه شیطان  را غالب بر الطاف الهی و لطف و کرم خداوند بخودمان در می یابیم و انگاه میخواهیم استغفار نمائیم که خدایا العفو العفو بابت گناهانی که انجام داده ایم و  ندایی وجود ما را در برمیگیرد که اگر هزار بار توبه کردی باز آ ولیکن عده ای زمینی از همین دور و بری های خودمان در گوشمان زمزمه میکنند و تلاش مینمایند که بابا بیخیال شو دیگه کارت خرابه باید خیلی خیلی توبه کنی تا خدا قبول کنه احساسم اینه که این کار اونقدر ها هم نه تنها سخت نیست بلکه ساده هم هست ولیکن باور داشته باشیم که خدا ما را خیلی راحت خواهد بخشیدفقط بر اساس همان داستان " وقتی عصبانی میشی یه میخ تو دیوار بکوب بعد حال دوستات رو بگیر و بعد مدتی خودت میفهمی که اوضاعت چه چور هست عیار و تعداد گناه هات دستت باشه  و شک نداشته باش که خداوند براحتی از گناهان نصفه نیمه ما خواهد گذشت و دیگران فقط سیر داغ پیاز داغ گناهان ما را خیلی زیاد کردن . کم هستند اونهایی که گناهانی خاص و نابخشودنی انجام میدهند

ولی یادمون باشه که تخم مرغ دزد شتر دزد میشه و اینکه خدا سرش کلاه نمیره .  

بگذریم . با این نگاه جدید اونوقت میشه هم راحت مذاکره نمود و هم راحت کار تیمی انجام داد و هم راحت تر کار سیستمی پس شاید لازم باشه ما بهم دیگه یاد بدیم که خانم جون آقا جون سعی کن به این فکر کنی که نیتم خیر بود و عملم خطا از آب دراومد یعنی با نگاه مثبت ببین اونوقت متوجه میشی که قصد بدی نداشتم و............................ ولی خدایا با این همه نیروهای منفی که از آدمای کشورهای دیگه + آدمای توی کوچه + آدمای محل کارمون + یا مثلا" همین تلویزیون خودمون که دیگه اصلا" کشته مارو مثل این فیلم آخر شبی ماه رمضون که بدبخت پسره کار همچین خبط عظمائی نکرده ولی تو فیلم یه دیو نشونش میدن وهمه اونو ته جهنم می بینن ..........  بمن میرسه چکار کنم ؟ اینجاست که میزان و اندازه الطاف تو خداجونم کارساز میشه خودت کمکمون کن .

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 10:3  توسط محمد رضا نجفی ساروکلایی  |